مجازات کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجازات کردن . [ م ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کیفر دادن . سزا دادن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مجازات شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
کیفر دادن، قصاص کردن، ریمه کردن آزردن، زجر دادن، آزار دادن، سخت گرفتن، محکوم کردن تنبیه کردن، شلاق زدن، شکنجهکردن، اعدامکردن مجازاتشدن