مجازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجازی . [ م َ ] (ص نسبی ) منسوب به مجاز یعنی غیر حقیقی . (غیاث ) (آنندراج ). مأخوذ از تازی، ضد حقیقی . (ناظم الاطباء). مقابل حقیقی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : آنچ آید از او ناید از دگر کس کی کار حقیقت بود مجازی . مسعودسعد. گل و مل ترا خادمانند، از آن شد وفای گل و صحبت مل مجازی . خاقانی . وعده ها باشد حقیقی دلپذیر وعده ها باشد مجازی تاسه گیر. مولوی . این وجد و سماع مامجازی نبود وین رقص که می کنیم بازی نبود. علاءالدوله ٔ سمنانی . از حقیقت بر تو نگشاید دری زین مجازی مردمان تا نگذری . شیخ بهائی . - سرای مجازی ؛ دنیا. (یادداشت به خطمرحوم دهخدا). و رجوع به ترکیب بعد شود. - مقام مجازی ؛ سرای مجازی . دنیا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر در این سراچه ٔ بازیچه غیر عشق مباز. حافظ.
مجازی . [ م ُ ] (ع ص ) جزا دهنده . (غیاث ) (آنندراج ). پاداش دهنده . (ناظم الاطباء): می گفتم که عالم را آفریدگاری است مجازی کریم و مکافی رحیم . (جوامع الحکایات ).