واژه‌جو

مجالد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مجالد. [ م َ ل ِ ] (اِخ ) ابن سعیدبن عمیر از همدان، مکنی به ابی عمیر. راویه ٔ اخبار است و هیثم بن عدی از او بسیار روایت کند و مجالد حدیث نیز شنوده . و نزد محدثین ضعیف است . وفات او به سال ١٤٤ بوده است . (ابن الندیم، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

معنی مجالد | واژه‌جو