مجانب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ نِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- دور شونده، دوری گزیننده ؛ مق. مؤالف.<BR>۲- در هندسه خط مستقیمی را مجانب یک منحنی میگویند که چون نقطهای در روی منحنی حرکت کند و به سمت بی نهایت رود، فواصل این نقطه از این خط مرتب کم شود و میل به صفر کند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ نِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- دور شونده، دوری گزیننده ؛ مق. مؤالف. ۲- در هندسه خط مستقیمی را مجانب یک منحنی میگویند که چون نقطهای در روی منحنی حرکت کند و به سمت بی نهایت رود، فواصل این نقطه از این خط مرتب کم شود و میل به صفر کند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجانب . [ م ُ ن ِ ] (ع ص ) دور شونده . دوری گزیننده . خلاف موءالف : ... و استرضاء جوانب از موءالف و مجانب و اقارب و اباعد ... و مناصح و مخالص و مماذق تمام به اتمام رسانید. (مرزبان نامه ). ◄ (اصطلاح هندسی ) خط مستقیمی را مجانب یک منحنی می گویند که چون نقطه ای بر روی منحنی حرکت کند و به سمت بی نهایت رود فواصل این نقطه از این خط مرتب کم شود و میل به صفر کند. توضیح آنکه دو خط منحنی می توانند مجانب هم باشند بر حسب آنکه فواصل نقاط واقع بر یکی از نقاط نظیرش واقع بر دیگری به سمت صفر میل کند در صورتی که این نقاط بر روی دو منحنی به سمت بی نهایت رود. (از فرهنگ فارسی معین ).
واژگان فارسی سره واژهدان
هوادار