مجاهزدل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجاهزدل . [ م ُ هَِ دِ ] (ص مرکب ) آن که خاطر و اندیشه اش به بازرگانان مالدار و غنی مانند بود : بیاع خان جان مجاهزدلان عشق جز صبح نیست، جان تو و جان صبحگاه . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجاهزدل . [ م ُ هَِ دِ ] (ص مرکب ) آن که خاطر و اندیشه اش به بازرگانان مالدار و غنی مانند بود : بیاع خان جان مجاهزدلان عشق جز صبح نیست، جان تو و جان صبحگاه . خاقانی .