مجاور بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
کنار هم بودن، نزدیک بودن، پشتسرهم بودن وجوه مشترک داشتن، نیمهنیمه روی هم افتادن، رویهم افتادن، همنهشت بودن لمس کردن درجوار حضرتش بودن، نزدیک شدن، متقارب شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
کنار هم بودن، نزدیک بودن، پشتسرهم بودن وجوه مشترک داشتن، نیمهنیمه روی هم افتادن، رویهم افتادن، همنهشت بودن لمس کردن درجوار حضرتش بودن، نزدیک شدن، متقارب شدن