واژه‌جو

مجبری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مجبری . [ م ُ ج َب ْ ب ِ ] (حامص ) عمل مجبر. شکسته بندی : طلیها و داروها که اندر مجبری بکار آید. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). داروها که اندر مجبری بکار آید بعضی آن است که ... (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و رجوع به مجبر شود.

معنی مجبری | واژه‌جو