مجبور شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهدانبرآن شدن، ناگزیر شدنمترادفها و واژههای مرتبطوادارشدن، ملزم شدن، ناگزیر شدن، اجبار شدنواژه قبلی: مجبورواژه بعدی: مجبور کردن