مجبور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ناگزیر، به زور بر کاری واداشته شده.واژه قبلی: مجبوبواژه بعدی: مجبول