مجتعل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجتعل . [ م ُ ت َ ع ِ ] (ع ص ) گیرنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). سازنده و پردازنده و کننده . (ناظم الاطباء). ◄ قراردهنده و نهنده چیزی را به روی چیزی دیگر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ نصب کننده . ◄ مقررکننده . ◄ ابتدأکننده و شروع کننده . ◄ مالک و متصرف . (ناظم الاطباء).
مجتعل . [ م ُ ت َ ع َ ] (ع ص ) پرداخته شده و کرده شده و انجام داده شده . (ناظم الاطباء).