مجدالدین عیوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجدالدین عیوق . [ م َ دُدْ دی ن ِع َی ْ یو ] (اِخ ) عوفی او را در زمره ٔ شاعران خراسان بعد از عهد سنجر و امیر معزی آورده است . از اوست : چون صبح شد پدید بساز ای پسر صبوح کن در پیاله راح که هست آن غذای روح کن خواب بر فسوس چو برخاست بانگ کوس بر ناله ٔ خروس خوش آید همی صبوح . و رجوع به لباب الالباب چ لیدن ج ٢ ص ٣٥٤ شود.