مجدر شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجدر شدن . [ م ُ ج َدْ دَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دچار آبله شدن . آبله نشان شدن : نه مه غذای فرزند از خون حیض باشد پس آبله در آرد صورت شود مجدر. خاقانی . ◄ نقش و شکل آبله پیدا کردن . به شکل چهره ٔ آبله رویان در آمدن : خاک بارگاه بر تقبیل شفاه مجدر شد. (جهانگشای جوینی ج ٢ ص ٥٤).