مجذر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجذر. [ م ُ ذِ ] (ع ص ) بقرة مجذر؛ ماده گاو خداوند بچه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مجذر. [ م ُ ج َذْ ذَ] (ع ص ) مرد کوتاه درشت سطبر اطراف . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ شتری که در اطراف استخوان و مفاصل وی گوشت بسیار باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
مجذر. [ م ُ ج َذْ ذَ ](اِخ ) عبداﷲبن زیاد بلوری صحابی است . (منتهی الارب ).او را ابن زیاد نیز گویند، صحابی است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.