مجذم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجذم . [ م ُ ذِ ] (ع ص ) برنده دست . (آنندراج ). دست برنده . (از منتهی الارب ). ◄ تیز رونده . ◄ اسب سخت دونده . ◄ قصد کننده . ◄ بازایستنده از چیزی . (آنندراج ) (از منتهی الارب ).
مجذم .[ م ِ ذَ ] (ع ص ) گرفتار به علت زکام . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گرفتار به بیماری زکام . (ناظم الاطباء).
مجذم . [ م ُ ج َذْ ذَ ] (ع ص ) بریده دست و پا. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ گرفتار بیماری جذام . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).