مجذوذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجذوذ. [ م َ ] (ع ص ) بریده و مقطوع . (آنندراج ). بریده شده و قطع شده . (ناظم الاطباء). - عطاء غیرمجذوذ ؛ عطیة دائمی غیر مقطوع . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) : و اما الذین سعدوا ففی الجنة خالدین فیها مادامت السموات و الارض الا ماشاء ربک عطاء غیر مجذوذ. (قرآن ١٠٨/١١). ◄ شتاب شده . ◄ شکسته . ◄ از بیخ برکنده . ◄ پاره کرده . (ناظم الاطباء) (از جانسون ).