مجذور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجذور. [ م َ ] (ع ص ) حاصل ضرب جذر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حاصل ضرب عددی در خودش . (از اقرب الموارد). در اصطلاح حساب، مضروبی که به ضرب حاصل آید، مثلاً دو را در دو ضرب کردند چهار حاصل شد این چهار را مجذور میگویند و مال هم می گویند. (غیاث ) (آنندراج ). عددی که از ضرب کردن عددی در نفس خود حاصل شود مانند ١٦ که مجذور ٤ است و ٨١ که مجذور ٩ است : روز اقبال من نه منصوف است عدد بخت من نه مجذور است . مسعودسعد (دیوان ص ٤٥).