مجرب
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
باتجربه، کاردیده، ورزیده، کارکشته، پرتجربه، کارآزموده، کهنهکار، کاردیده، جاافتاده، وارد، سابقهدار، خبره دارای آگاهی، متوجه، دانا، مطلع دارای تجربه، جاافتاده کاملمرد، کاملهزن، شخص پیر، پیرزن شخص مجرب، گرگ باراندیده پیر
باتجربه، پرتجربه، کارآزموده، کارکشته، کهنهکار، کاردیده، مجرب شخص مجرب، گرگ باراندیده پیر