مجردروی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجردروی . [ م ُ ج َرْ رَ رَ ] (حامص مرکب ) تنها روی . (آنندراج ). پاک و منزه از ماده شدن : مجردروی را به جائی رساند که از بود وی هیچ با وی نماند. نظامی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجردروی . [ م ُ ج َرْ رَ رَ ] (حامص مرکب ) تنها روی . (آنندراج ). پاک و منزه از ماده شدن : مجردروی را به جائی رساند که از بود وی هیچ با وی نماند. نظامی (از آنندراج ).