مجرد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ جَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- تنها. ۲- بی - همسر. ۳- دارای جنبه نظری.مترادفها و واژههای مرتبطبیزن، تک، تنها، عزب، غیر متاهل، فرد، منفرد، یالقوز، یالغوز، یکه ≠ متاهلجریدهانتزاعی، ذهنی ≠ عینیواژه قبلی: مجرحواژه بعدی: مجردات