مجرمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجرمی . [ م ُ رِ ] (اِخ ) از مردم هرات و از شعرای نیمه ٔ اول قرن دهم بود و اکثر اوقات در ماوراء النهر اقامت داشت . این رباعی از اوست : شوخی که نقاب از رخ خود برنگرفت جز جور و جفا طریق دیگر نگرفت گفتیم برافروز شبی شمع وصال افسوس که گفتیم بسی در نگرفت . و رجوع به مجالس النفایس ص ١٦٩ و فرهنگ سخنوران شود.