مجروح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانزخمی، زخم دیده، آسیب دیده، افگارمترادفها و واژههای مرتبطآزرده، افگار، جریحهدار، ریش، خسته، ریش، زخمدار، زخمناک، زخمی، آسیبدیده، زخمخورده، فگار، مصدوم ≠ سالمناعادل ≠ عادلواژه قبلی: مجرمواژه بعدی: مجروح شدن