مجرور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- کشیده شده.<BR>۲- کسره داده شده.<BR>۳- هر یک از سازهای آرشهای.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) پوست کنده شده.
(~.) [ ع. ] (اِمف.) ۱- کشیده شده. ۲- کسره داده شده. ۳- هر یک از سازهای آرشهای.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجرور. [ م َ ] (ع ص ) کشیده شده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ کلمه ای که کسره دارد. (آنندراج ). جر داده شده و دارای جر. (ناظم الاطباء). اسمی که جر دارد. جرپذیرفته . جریافته . مقابل جار. علی فی البیت، فی جار است والبیت مجرور: کل مضاف الیه مجرور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به جر و ماده ٔ بعد شود. ◄ (اِ) (اصطلاح موسیقی ) هر یک از سازهای آرشه ای . (فرهنگ فارسی معین ).