واژه جو

مجسمه ریز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مجسمه ریز. [ م ُ ج َس ْ س َ م َ / م ِ ] (نف مرکب ) آن که مجسمه ریزد. آن که کار وی ریختن مجسمه باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مجسمه ریختن شود.

معنی مجسمه ریز | واژه جو