مجلبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجلبة. [ م ُ ج َل ْ ل ِ ب َ ] (ع ص ) امراءة مجلبة؛ زن بسیارفریاد بیهده گوی بدخوی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
مجلبة. [ م َ ل َ ب َ ] (ع ص ) سبب کشیدن و برابر آوردن چیزی . ج، مَجالِب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنچه می کشد و سبب کشیدن می گردد و چیزی می آورد و گویند: حسن الخلق مجلبة للمودة؛ یعنی نیکویی خوی دوستی را می کشدو می آورد. (ناظم الاطباء). سبب کشیدن و برآوردن چیزی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد).