مجلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ معر - عبر. ] (اِ.) نام عید یهودیان که در روز ۱۴ ماه آذار منعقد میشد و آن را «بوری» نیز خوانند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ جَ لِّ) [ ع. مجله ] (اِ.) مجموعهای از مقالات گوناگون که به طور هفتگی یا ماهانه چاپ میشود.
(~.) [ معر - عبر. ] (اِ.) نام عید یهودیان که در روز ۱۴ ماه آذار منعقد میشد و آن را «بوری» نیز خوانند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجلة. [ م َ ج َل ْ ل َ] (ع اِ) (از «ج ل ل ») صحیفه ٔ حکمت . (تعریفات جرجانی ). کتاب حکمت و ادب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). صحیفه ای که در آن حکمت باشد. گویند: قراء مجلة لقمان ؛ یعنی صحیفه ٔ لقمان را خواند. و ابن الاعرابی گوید: «از اعرابیی در حالی که کراسه ای در دست داشتم پرسیدم مجله چیست جواب داد همان که در دست توست ». و اصل معنی در این ماده، استداره و ارتفاع است . (از اقرب الموارد). مأخوذ از عبری «مگلت » (نام کتاب استر و مردخای تورات ). کراسه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کراس و آن مأخوذ از «مگلتو» آرامی است . (از غرائب اللغة العربیه تألیف الاب رفائیل نخلة الیسوعی ). و رجوع به دو ماده ٔ بعد و حشوارش شود. ◄ هر چه باشد از کتاب بزرگ . ج، مَجال ّ. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
مجلة. [ م َ ل َ ] (ع اِ) پوستک آبله که در آن آب گرد آید از اثر کار. ج، مِجال و مَجل . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
مجله . [ م َ ج َل ْ ل َ / ل ِ ] (ع اِ) آنچه که همچون کتاب و رساله ای از اخبار و موضوعات و مقالات مختلف هفته ای یا پانزده روزی یا ماهی و جز آن طبع کنند و انتشار دهند. ج، مجلات . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماده ٔ قبل و بعد شود.
مترادف و متضاد واژهدان
نشریه هفتگی (متضاد: جریده، ژورنال، سالنامه، فصلنامه، گاهنامه، ماهانه، نشریه) بوری، عید یهود
فرهنگ طیفی واژهدان
هفتهنامه، ماهنامه، فصلنامه، مجله حرفهای، ویژهنامه، نشریه، سالنامه مجله هفتگی مطبوعات
واژگان فارسی سره واژهدان
هفته نامه، ماهنامه، گاهنامه، سالنامه، ادبنامه