مجلسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ لِ) [ ع - فا. ] (ص نسب.)<BR>۱- شایسته یا مناسب مجلس.<BR>۲- لباس یا هر چیزی که مخصوص مجالس مهم و رسمی باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ لِ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) ۱- شایسته یا مناسب مجلس. ۲- لباس یا هر چیزی که مخصوص مجالس مهم و رسمی باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجلسی . [ م َ ل ِ ] (ص نسبی ) اهل مجلس و نشسته در مجلس . ج، مجلسیان . (ناظم الاطباء) : بر من که صبوحی زده ام خرقه حرام است ای مجلسیان راه خرابات کدام است . سعدی . ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین از شمع بپرسید که در سوز و گداز است . حافظ.
مجلسی . [ م َ ل ِ ] (اِخ ) ملامحمد تقی بن مقصود علی اصفهانی مشهور به مجلسی اول یا مجلسی پدر از علمای متبحر شیعه ٔ اثنا عشری است که در فقه و تفسیر و رجال از افاضل عصر خود بود و اخبار و احادیث شیعه ٔ امامیه را جمعآوری کرده است . وی از شاگردان شیخ بهایی و ملاعبداﷲ شوشتری و پدر ملا محمد باقر مجلسی است و در زمان شاه عباس کبیر می زیسته است . مجلسی به سال ١٠٧٠ هَ . ق . وفات یافت و در جامع عتیق اصفهان مدفون گردید. او راست : احیاء الاحادیث فی شرح تهذیب الحدیث که شرح تهذیب طوسی است . حاشیه ٔ صحیفه ٔ سجادیه . حاشیه ٔ نقد الرجال .شرح صحیفه ٔ سجادیه به عربی . شرح صحیفه ٔ سجادیه به فارسی و کتب دیگر. (از ریحانةالادب ج ٥ صص ١٩٨-٢٠١). و رجوع به روضات الجنات ص ١٢٩ و قصص الانبیاء ص ١٦٧ و تاریخ ادبیات براون ترجمه ٔ رشید یاسمی ص ٢٦١ و ٢٦٣ شود.
مجلسی . [ م َ ل ِ ] (اِخ ) ملامحمد باقربن ملا محمد تقی مجلسی، از بزرگترین و معروفترین علمای شیعه در عهدصفویه است که به سال ١٠٣٧ هَ . ق . در اصفهان متولد شد و در سال ١١١١ یا ١١١٠ در زمان سلطنت شاه سلطان حسین صفوی وفات یافت و در جامع عتیق اصفهان مدفون شد. وی در اواخر عهد شاه سلیمان و قسمت عمده از عهد شاه سلطان حسین دارای رتبت شیخ الاسلامی و امام جمعه و صاحب اختیار امور دینی کل کشور بود و نیز حائز ریاست علمی و سیاسی گردید. تعداد تألیفات مجلسی متجاوز از شصت مجلد است که معروفتر و مهمتر از همه به زبان عربی «بحارالانوار فی اخبار الائمة الاطهار» است . این کتاب شامل ٢٦ جلد و در حقیقت دائرة المعارف شیعه ٔ اثناعشری است . از تألیفات دیگر او مجموع کتب دینی و اخلاقی است که به زبان فارسی ساده نوشته شده است و مهمترین آنها عبارتند از: حق الیقین در اصول دین . حلیة المتقین در آداب و سنن . حیات القلوب در تاریخ انبیا و پادشاهان و ائمه . عین الحیات، در وعظ و زهد و مذمت دنیا. زادالمعاد، جلاءالعیون در تاریخ حیات و مصائب و معجزات ائمه ٔ شیعه . تحفة الزائر، ربیع الاسابیع، مشکوة الانوار در فضیلت قرائت قرآن . مقیاس المصابیح در تعقیبات نماز و رساله های متفرق بسیار. وی به مجلسی پسر و مجلسی دوم (ثانی ) نیز معروف است . و رجوع به ریحانةالادب ج ٥ و روضات الجنات ج ١ ص ١١٨ و ١٢٤ و اعلام زرکلی ج ٣ ص ٨٦٨ و قصص العلماء صص ١٤٧-١٦٥ و سبک شناسی ج ٣ ص ٣٠٤ و تاریخ ادبیات براون ترجمه ٔ رشید یاسمی ص ٢٥٧ و ٢٦٣ شود.
مترادف و متضاد واژهدان
مجلسنشین نماینده، وکیل اهل مجلس مرغوب، ممتاز، لوکس