مجلف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجلف . [ م ُ ج َل ْ ل َ ] (ع ص ) آن که مالهای وی را تنگ سال تلف کرده باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ آن که از کناره های وی رفته باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ).آنچه از جوانب آن گرفته شده باشد. (از اقرب الموارد). ◄ آن که چیزی از وی مانده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مجلف .[ م ُ ج َل ْ ل ِ ] (ع ص ) سال سختی که تلف کند ستور را.(ناظم الاطباء) (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد).