مجنب
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ جَ نَّ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- دور کرده، پرهیز داده. ۲- آن بعد که یک پرده رد کرده باشد؛ مق. طنینی، بقیه.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ جَ نَّ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- دور کرده، پرهیز داده. ۲- آن بعد که یک پرده رد کرده باشد؛ مق. طنینی، بقیه.