مجهد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجهد. [ م ُ هََ ] (ع ص ) مشتاق و خواهان . ◄ آرزو داشته . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مجهد. [ م ُ هَِ ] (ع ص ) آن که بار کند بر ستور فوق طاقت او. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به اجهاد شود. ◄ آرزومند طعام . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). ◄ احتیاط کننده در کار. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ رجل مجهد؛ صاحب ستور ناتوان از ماندگی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ازناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). ◄ آزرده کننده و رنج رساننده . ◄ کسی که به سختی و شدت کاری را می کند. ◄ آغشته کننده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). ◄ گدازنده . ◄ سپیدرو. (ناظم الاطباء). ◄ شتاب رونده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).