محابات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ) [ ع. محاباة. ]<BR>۱- (مص ل.) یاری کردن.<BR>۲- طرفداری کردن از کسی، جانبداری کردن بر خلاف عدالت.<BR>۳- منحرف شدن از عدل، میل به ناحق کردن.<BR>۴- کسی را مخصوص خود کردن، ویژة خویش ساختن. احتیاط کردن، ملاحظه کردن.<BR>۵- (اِمص.) یاری، طرفداری از کسی.<BR>۶- احتیاط، ملاحظه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ) [ ع. محاباه. ] ۱- (مص ل.) یاری کردن. ۲- طرفداری کردن از کسی، جانبداری کردن بر خلاف عدالت. ۳- منحرف شدن از عدل، میل به ناحق کردن. ۴- کسی را مخصوص خود کردن، ویژه خویش ساختن. احتیاط کردن، ملاحظه کردن. ۵- (اِمص.) یاری، طرفداری از کسی. ۶- احتیاط، ملاحظه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محابات . [ م ُ ] (ع مص ) محابا. محاباة. رجوع به محابا و محاباة شود. - محابات کردن ؛ ترسیدن . - ◄ کوتاهی و سهل انگاری کردن . فروگذاشتن : اگر محاباتی کند جانش برفت . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ١١٨). - ◄ ملاحظه و طرفداری و جانبداری کردن .
مترادف و متضاد واژهدان
یاری کردن طرفداری کردن، ناحق کردن، جانبداری ناعادلانه کردن میلبه ناحق کردن احتیاط کردن، ملاحظه کردن فروگذاشتن احتیاط، ملاحظه، پروا