محابات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محابات . [ م ُ ] (ع مص ) محابا. محاباة. رجوع به محابا و محاباة شود. - محابات کردن ؛ ترسیدن . - ◄ کوتاهی و سهل انگاری کردن . فروگذاشتن : اگر محاباتی کند جانش برفت . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ١١٨). - ◄ ملاحظه و طرفداری و جانبداری کردن .