محاجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ جِّ) [ ع. محاجة ] (مص ل.)<BR>۱- حجت آوردن.<BR>۲- دشمنی کردن.<BR>۳- بحث همراه با پرخاش، بگومگو، یکی به دو.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ جِّ) [ ع. محاجه ] (مص ل.) ۱- حجت آوردن. ۲- دشمنی کردن. ۳- بحث همراه با پرخاش، بگومگو، یکی به دو.
مترادف و متضاد واژهدان
خصومت، خصومتورزی، دشمنی استدلال، برهان جدل، مباحثه حجت آوردن، دلیل آوردن، استدلال کردن خصومت ورزیدن