محاذی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- روبرو شونده.<BR>۲- مقابل، برابر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- روبرو شونده. ۲- مقابل، برابر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محاذی . [ م ُ ] (ع ص ) برابر شونده (مشتق از حذو به معنی مقابل و روبرو و برابر کردن دو چیز است ). (از غیاث ) (آنندراج ). ◄ مقابل و رویاروی . (ناظم الاطباء). مواجه . برابر. روبرو. رویاروی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : توپها را میان سنگر و میان گود جابه جا به تفاوت محاذی دروازه ٔ قلعه بسته از گلوله ها محافظت نمایند. (مجمل التواریخ گلستانه ). لب ّ، محاذی و رویاروی شدن . (منتهی الارب ).