محاربة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ رِ بِ) [ ع. محاربة ] (مص ل.) جنگیدن، پیکار کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ رِ بِ) [ ع. محاربه ] (مص ل.) جنگیدن، پیکار کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محاربة. [ م ُ رَ ب َ ] (ع مص ) حراب . با یکدیگر جنگ کردن . (منتهی الارب ). با کسی جنگ کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (تاج المصادربیهقی ) (المصادر زوزنی ).مقاتله . تحارب . احتراب . ◄ کارزار. جنگ . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به محاربت شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
نبرد، جنگ، پیکار، آورد