محاربی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محاربی . [ م ُ رِ بی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به محارب بن دثار. ◄ منسوب است به قبیله ٔ محارب . (از انساب سمعانی ).
محاربی . [ م ُ رِ ] (اِخ ) محارب بن محمد المحاربی السدوسی، مکنی به ابوالعلاء قاضی شافعی متوفی در ٣٥٩ (هَ . ق .) از نسل محارب بن دثار. از مردم بغداد است و عالم به اصول و تألیفی در رد مخالفان از جهمیه و قدریه و غیر آنان دارد. (الاعلام زرکلی ).
محاربی . [ م ُ رِ ] (اِخ ) عبدالحق بن غالب بن عطیة (٤٨١ تا ٥٤٢ هَ . ق .). از محارب قیس غرناطی است و ابومحمد کنیه دارد. مردی مفسر و فقیه و دانای احکام و حدیث است و شعر نیز می سروده است و صاحب تألیفات است و به سال ٥٤١ یا ٥٤٦ هَ . ق . در لورقه درگذشته است . (الاعلام زرکلی ).