محار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محار. [ م َ ] (ع مص ) حور. محارة. حَور. بازگشتن . (منتهی الارب ). باز گشتن از چیزی و به چیزی . (از لسان العرب ). ◄ کاستن و کم گردیدن . (منتهی الارب ).
محار. [ م َح ْ حا ] (اِخ ) عمربن مسعود. رجوع به عمربن مسعود و الاعلام زرکلی شود.