محافظ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ فِ) [ ع. ] (اِفا.) نگهبان، حافظ.مترادفها و واژههای مرتبطپاسبان، پاسدار، پشتیبان، حارس، حافظ، حامی، گماشته، مراقب، مستحفظ، مهیمن، نگهبانواژه قبلی: محاطواژه بعدی: محافظت