محاقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محاقی . [ م ُ ] (ص نسبی ) منسوب به محاق . در حالت کاستی و باریکی و تاریکی واقع شده (ماه ) : کمان گروهه ٔ زرین شده محاقی ماه ستاره یکسر غالوکهای سیم اندود. خسروانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محاقی . [ م ُ ] (ص نسبی ) منسوب به محاق . در حالت کاستی و باریکی و تاریکی واقع شده (ماه ) : کمان گروهه ٔ زرین شده محاقی ماه ستاره یکسر غالوکهای سیم اندود. خسروانی .