واژه جو

محال گویی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

محال گویی . [ م ُ ] (حامص مرکب ) صفت و عمل محال گو. محال گوئی . بیهوده گویی . یاوه گویی . (ناظم الاطباء).

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی محال گویی | واژه جو