محال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ محل. ۱- محلها، جایها. ۲- بلوک.(مُ) [ ع. ] (اِمف.) نشدنی، غیرممکن.مترادفها و واژههای مرتبطغیرممکن، ممتنع، ناممکن، امکانناپذیر، ناشدنی، نشدنی ≠ ممکناندیشه باطلواژه قبلی: محاقواژه بعدی: محال اندیش