واژه جو

محبب الوجه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

محبب الوجه . [ م ُ ح َب ْ ب َ بُل ْ وَج ْه ْ ] (ع ص مرکب ) چیزی که صورت و سطح آن دانه دانه دارد. و محبب که از حبه مشتق است به معنی چیزی است که در سطح آن حبه ٔ بسیار دیده شود. رجوع به دزی ذیل «حب » شود : سنگی هست بر شکل شکر محبب الوجه . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ٣٩).

معنی محبب الوجه | واژه جو