محبس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ بَ) [ ع. ] (اِ.) زندان. ج. محابس.مترادفها و واژههای مرتبطبازداشتگاه، بند، بندیخانه، دوستاق، دوستاقخانه، زندان، سجن، سلول، سیاهچالواژه قبلی: محبرهواژه بعدی: محبل