محب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ حِ بّ) [ ع. ] (اِفا.) دوست دارنده، دوستدار.مترادفها و واژههای مرتبطحبیب، دوست، دوستدار، عاشق، ود، هواخواه، هوادار، یار ≠ خصم، دشمن، عدو، مخالفواژه قبلی: محاکمهواژه بعدی: محبت