محتشم کاشانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۲۸۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بر مه روی تو خط مشگ بار ساخته روزم چو شب از غصه تار در چمن از عشق تو گل سینه چاک بر فلک از مهر تو مه داغدار غمزه غماز تو سحر آفرین آهوی صیاد تو مردم شکار لاله و گل از رخ تو منفعل سنبل و ریحان ز خطت شرمسار دل منهای خواجه بر اسباب دهر کام خود از شاهد و ساقی برآر آرزوی دیدن جان گر کنی دیده دل بر رخ دلدار دار تا بکیای سرو قد لاله رخ محتشم از داغ تو باشد فکار