محتشم کاشانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۳۶۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دهد اگرچه برون در بیشمار صدف تو آن دری که برون ناید از هزار صدف برای چون تو دری شایدای چکیده صنع اگر دهان بگشاید هزار بار صدف عجب که تا به قیامت محیط هستی را گران شود به چنین در شاهوار صدف توان گرفت بزر ز احترام گوشی را که در راز تو را باشدای نگار صدف شدست معتبر از خلعت تو مادر دهر بلی ز پرتو در دارد اعتبار صدف به جنبش آمده تا بحر هستی از اثرش چنین دری نفکنده است برکنار صدف به عهد محتشم از عقد نظم گوش جهان چنان پر است که از در شاهوار صدف