محتفل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محتفل . [ م ُ ت َ ف ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از احتفال . آنکه آراسته و زینت گرفته است . ◄ گردآمده و فراهم شده . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). مردم گردآمده . (آنندراج ). ◄ وادی بسیار پر شده از سیل . (از منتهی الارب ). رود پرآب . (ناظم الاطباء). ◄ پیدا و هویدا و واضح . (از منتهی الارب ) (ازناظم الاطباء). ◄ نیک قیام کننده به کارها. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ).
محتفل . [ م ُ ت َ ف َ ] (ع اِ) انجمن و گردآمدن گاه مردم . (منتهی الارب ). جای گرد آمدن . ◄ هنگام گرد آمدن و انجمن کردن . (از ناظم الاطباء).