محتمد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوممحتمد. [ م ُ ت َ م ِ ] (ع ص ) سخت گرم : یوم محتمد؛ روز سخت گرم . (منتهی الارب ).واژه قبلی: محتمةواژه بعدی: محتمس