محتمل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محتمل . [ م ُ ت َ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از احتمال . احتمال کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ). احتمال داشته شده . تحمل کرده شده . (ناظم الاطباء). تحمل شده . - نامحتمل ؛ غیرقابل تحمل . که نتوان تحمل کرد. که نتوان بر خود هموار نمود : خیزم به روم که صبرنامحتمل است جان در قدمش کنم که آرام دل است . سعدی . ◄ مشکوک و شبهه ناک و مظنون . ◄ مبهم و ممکن . (ناظم الاطباء). که تواند بود. که شاید بود. لَعَل َّ. ممکن است . (یادداشت مرحوم دهخدا) : محتمل است آنکه یکی را از درویشان نفس نافرمان قضای شهوت خواهد. (گلستان ).
محتمل . [ م ُ ت َ م ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از احتمال .بردارنده ٔ چیزی به سر و پشت . (از منتهی الارب ). بردارنده ٔ بار. (ناظم الاطباء). ◄ بر گردن گیرنده چیزی را و شکرکننده . (از منتهی الارب ). کسی که برگردن خود میگیرد کاری را. (ناظم الاطباء). ◄ برده خرنده . (منتهی الارب ). خریدار اسیر و برده . ◄ کسی که از خانه بیرون میرود. (ناظم الاطباء). ◄ خشم گیرنده و برافروخته گردنده . (از منتهی الارب ). خشمناک و افروخته . (ناظم الاطباء). ◄ صابر و شکیبا. (ناظم الاطباء). ◄ پذیرنده . تاب آورنده . قبول کننده . تحمل کننده : و تصدیق اخباری که محتمل صدق و کذب باشد. (کلیله و دمنه ). ◄ معقول . ◄ منتظر. ◄ ممکن . دارای احتمال . (ناظم الاطباء). - محتمل الوقوع ؛ چیزی که وقوع آن را نگرانند. (ناظم الاطباء). ◄ مشکوک فیه . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). مشکوک . شبهه ناک . مظنون . (ناظم الاطباء). ◄ حامل . حمل کننده : محتمل مرقد تو فرقدین متصل مسند تو شعریان . خاقانی .