محجر
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ هَ جَّ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- سخت گردیده مانند سنگ. ۲- سنگ چین شده، با سنگ برآورده. ۳- خرمن ماه، هاله. در فارسی: محجور، ممنوع.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ هَ جَّ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- سخت گردیده مانند سنگ. ۲- سنگ چین شده، با سنگ برآورده. ۳- خرمن ماه، هاله. در فارسی: محجور، ممنوع.