محجم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مِ جَ) [ ع. ] ۱- (ص.) رقیق، تنگ. ۲- (اِ.) آلت حجامت، شاخ حجامت.واژه قبلی: محجلواژه بعدی: محجن